نابه گزارش "على بن حسين مسعودى" (متوفاى 345 يا 346ق) در كتاب ارزش مند "مروج الذهب و معادن الجوهر"، پس از شهادت على (ع)، در دوران زمام دارى "معاویة بن ابی سفیان" ، وى براى انجام حج به مكه آمد كه در آن جا، سعد بن ابى وقاص نيز حضور داشت.
پس از انجام حج و طواف كعبه، معاويه همراه با سعد، وارد "دارالندوه" شد و بر تختى نشست و سعد را نيز در كنار خود نشانيد. آن گاه شروع كرد به «سبّ» (دشنام) بر على (ع). پس سعد، بى درنگ بر او اعتراض كرد و به او گفت:
مرا بر تخت خود نشانده و شروع كرده اى به دشنام دادن بر على ؟؟!!
به خدا سوگند! اگر يك خصلت از خصلت هاى على در من بود برايم دوست داشتنى تر بود از همه آن چه خورشيد برآن مى تابد.
به خدا سوگند! اگر داماد رسول خدا بودم، و فرزندانى كه از آنِ على است براى من بود برايم دوست داشتنى تر بود از همه آن چه خورشيد بر آن مى تابد.
به خدا سوگند! اگر رسول خدا (ص) درباره من گفته بود آن چه درباره على در روز خيبر فرمود ـ «فردا پرچم را به دست مردى خواهم داد كه او، خدا و رسولش را دوست دارد، و خدا و رسولش نيز او را دوست مى دارند، فرار كننده نيست، و خدا به دستان او فتح مى كند» ـ برايم دوست داشتنى تر بود از همه آن چه خورشيد برآن مى تابد.
به خدا سوگند! اگر رسول خدا (ص) درباره من گفته بود آن چه در خطاب به على در غزوه تبوك فرمود ـ «آيا خشنود نمى شوى كه نسبت به من، به منزله هارون نسبت به موسى باشى، جز اين كه پس از من، پيامبرى نيست» ـ برايم دوست داشتنى تر بود از همه آن چه خورشيد برآن مى تابد.
به خدا سوگند! تا هنگامى كه زنده ام با تو (اى معاويه) هرگز داخل خانه اى نخواهم شد.1
گفتنى است كه سعد، پس از بيان سخنان مزبور، از نزد معاويه برخاست. معاويه در آن هنگام بدو گفت :
« پس چرا تو على را يارى نكردى، و از بيعت با او سرباز زدى؟ » و مزوّرانه ادامه داد: «اگر من، آن چه را كه تو از پيامبر (ص) درباره على (ع) شنيده اى، شنيده بودم، در تمام زندگى ام خدمت گزار على مى شدم ».
در برابر، سعد كه هيچ جوابى براى اين سؤال نداشت كه چرا با على (ع) همراهى نكرده است، اين اندازه جسارت ورزيد كه در پاسخ، اعلام كند كه خود را از معاويه در تكيه زدن بر منصب حكومت سزاوارتر مى داند.2
ام يحســـــــدون الناس علــــــــى ما آتاهم الله من فضلــــــه 3
آيا حسد میورزند بر مردم به سبب آن چه كه خدا از فضلش به آن ها داده است.
ان يحســــــــدونى فإنّى غير لائمهــــــــم
قبلى من النّاس اهل الفضـــــل قد حسدوا 4
اگر نسبت به من رشك میورزند، من سرزنش كننده آنان نخواهم بود
پيش از من نيز « اهــــــــــل فضيلتـــــــــــــ » رشك برده شده اند.
*منبع : فصلنامه تاریخ در آینه پژوهش، سال اول، شماره سوم، پاییز 83

1. على بن حسين مسعودى،مروج الذهب و معادن الجوهر، ج 3، ص 23 .
2. همان، ص 24 .
3. سوره نساء، آیه 54 .
4. كميت بن زيد اسدى(60-126ق)، از شاعران شيعى .
نظرات شما عزیزان:
برچسبها: